یکشنبه , ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها

قلم

                                               بسمه تعالی

                    جنبش اول  که قلم بر گرفت       حرف نخستین ز سخن در گرفت

                       چون قلم آمد شدن آغاز کرد       چشم جهان را به سخن باز کرد

بین بودن و شدن دیواریست،همیشه از بودن ها گفتیم و به شدن ها کمتر رسیدیم،دیوار  بین بودن و شدن نه از جنس آجر و سیمان  های مغازه مصالح فروشی بلکه از جنس  آجر و سیمانهای مغازه موانع فروشیست  و از این رو نه با تیشه  فلزی  بلکه با  قلم چوبی فرو می ریزد…

قلم همیشه جهان گستر بوده است  دایره نادانیها را کاهش و دایره دانایی را افزایش داده و از این طریق  جهان آگاهی را توسعه داده و به نادیده ها و ناشنیده ها سوق داده  است و انسان در این قسمت از جهان است که می تواند زندگی انسانی را تجربه کند و نه فقط زندگی  نباتی را.پس صاحبان قلم و اندیشه، رسالتی بزرگ را در طی قرون و اعصار متمادی ایفا کرده اند و از این رو شایسته  بهترین تقدیرها بوده و هستند اما  آنچه تا کنون نصیب این گروه از مردمان گشته  جز  سختی معیشت و    تحمل  گفتارهای ناصواب و نگاههایی از سر   بی تفاوتی  چیزی نبوده است.

به  اطراف خودمان هم  که بنگریم می بینیم   دلالهای محل همیشه در وفور نعمت و آسایش اند با اینکه هیچ سهمی در پیشرفت و تعالی کشور نداشته و ندارند و در مقابل نویسندگان  همیشه هشتشان گرو نهشان است  همانهاییکه ذهن،چشم و دستان خود را وقف آگاهی افزایی به جامعه کرده اند! ظریفی چه زیبا می گفت که در جهان امروز ارزش لگد زدن فوتبالیست ها  بیشتر از فکر کردن اندیشمندان جلوه کرده است و  از این رو بیش از آنکه کلاسهای اندیشه ورزی و آموزش تفکر به کودکان و نوجوانانمان داشته باشیم کلاسهای فوتبال   رونق دارند و  از  مظاهر مدنیت به شمار می آیند و اینجاست که باید محترمانه بر اندیشه و اندیشه ورزی  فاتحه ای فرستاد .

جامعه امروز جهان به فراست دریافته است  مادامیکه شان و منزلت  صاحبان قلم یعنی نویسندگان و مفسران قلم  یعنی نقادان و بیان گران  قلم یعنی خبرنگاران  به جایگاه اصلی خود ارتقا نیابد   حرکت بر مدار تحولات شتابان  هزاره سوم  رویایی بیش نیست چرا که شرط لازم  تعالی در دنیای شگرف امروز عقلانیت است که جز از مسیر قلم نمی توان بدان دست یافت.

پس چقدر به جاست  با عزت آفرینی برای نویسندگان و اصحاب رسانه،  زیبایی،آگاهی،عشق،امید و جاودانگی را برای نسل فردای ایران اسلامی به ارمغان آوریم و نه با دسته ای گل بر گردنشان بلکه با تاجی از عزت بر سرشان به  آنها شوق پرواز دهیم مطمئن باشیم  آنها پس از هر سفر معنوی در آسمان اندیشه زیباییهای سفر را به ما صمیمانه خواهند  گفت و دریچه ای از  زیباییهای جهان را به  روی ما خواهند گشود و این زیباییها زیباییهای واقعی اند چرا که از عمق جان برخاسته اند و نه از زیباییهای  ظاهری و به گفته مولانا:

                      باغها و سبزه ها در عین جان        در برون عکسش چو در آب روان

 تهیه کننده: حسین علیان عطاآبادی

یک نظر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

 

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.