پنج شنبه , ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبرها
خانه / اندیشه ورزی / کارگاههای اندیشه ورزی

کارگاههای اندیشه ورزی

کارگاههای اندیشه ورزی مرکز توسعه آموزشهای نوین ایران (متانا) :

 

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود

                                               زیباتر آورد گل اگر ریشه نو شود

زیباست روی کاکل سبزت کلاه نو

                                             زیباتر آنکه در سرت اندیشه نو شود

 

**خلاصه ای از برنامه های آموزشی اندیشه ورزی**

دوره های اندیشه ورزی کودکان در مرکز توسعه آموزشهای

نوین ایران (متانا) برگزار می شود.

 

 

اندیشه ورزی برای کودکان در جهان

اندیشه ورزی برای کودکان موضوع تازه ای است که بیش از چهار دهه از طرح آن نمی گذرد. پرفسور لیپمن آمریکایی نخستین کسی است که این رشته را در سال ۱۹۶۲ پایه گذاری کرد. خود او در این باره می گوید:

در اواخر سال‌های ۱۹۶۰م، در دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک به رتبه استاد تمامی فلسفه رسیدم. فکر می‌کردم دانشجویانم فاقد قدرت استدلال، قدرت تمییز و داوری هستند، اما برای تقویت بیشتر قدرت تفکر آنها، دیگر بسیار دیر شده بود. به این فکر افتادم که این کار می‌بایست در دوران کودکی انجام می گرفت، و در آن زمان تقریباً تنها من بر این اعتقاد بودم. باید وقتی کودکان در سن یازده یا دوازده سالگی بودند، دوره‌های درسی در زمینه تفکر انتقادی می‌گذراندند، اما برای تهیه موضوعی قابل فهم و مخاطب‌پسند، متن‌های درسی باید به صورت داستان نوشته می‌شد.

لیپمن، اندیشه‌های ذهنی‌اش را با نگارش کتاب کشف هری استوتلمیرآشکار ساخت و گام نخست را در عملی کردن هدفش برداشت. سپس در سال ۱۹۷۰م، کتابش را به صورت عملی در کلمبیا آزمایش کرد و نتیجه رضایت‌بخشی نیز از آن گرفت. اندکی بعد، لیپمن با کمک آنه مارگارت شارپ یک کتاب راهنما برای معلمان نوشت که شامل صدها تمرین فلسفی بود.. پس از آن، به طور رسمی پژوهشگاه توسعه و پیش‌برد فلسفه برای کودکان را در دانشگاه دولتی مونتکلیر تأسیس کرد. دیری نپایید که این طرح با روش‌های مشابهی در دیگر کشورها نیز، رواج یافت؛ به‌گونه‌ای که در حال حاضر بیش از ۱۲۰ کشور در این زمینه فعالیت دارند.

اندیشه ورزی 

اندیشه ورزی برای کودکان در ایران

درباره پیشینه این برنامه در ایران، برخی برآنند که ابوریحان بیرونی،دانشمند مشهور ایرانی، اولین کسی است که بانگارش کتاب التفهیم درباره آموزش مقدمات ریاضی و نجوم به کودکانو تقدیم آن به کودکی خیالی به نام ریحانه، گام اول را در این عرصه برداشته است. شیوه نگارش التفهیم بدین‌گونه است که نخست ریحانه (کودک خیالی)، پرسش‌های خود را مطرح می‌سازد و پس از آن، ابوریحان به پاسخ‌ آن‌ها می‌پردازد (آقایانی چاوشی، «فلسفه برای کودکان در ایران؛ علیه استبداد نظام آموزشی»، متأسفانه بعد از ابوریحان کسی راه او را پی‌نگرفت و بدین ترتیب این شیوه بدیع آموزشی او به فراموشی سپرده شد.

اما برنامه آموزش اندیشه ورزی به کودکان به صورت یک طرح هدفمند، نخستین‌بار در سال ۱۳۷۳ش توسط بنیاد حکمت ملاصدرا در کشور ما شناخته شد و در همان تاریخ، گروه فلسفه و کودک این بنیاد پایه‌گذاری گردید. ولی بعدها مؤسّسه‌ها و دانشگاه‌های دیگری نیز به پژوهش‌هایی در این زمینه پرداختند و کلاس‌های آموزشی دایر کردند که شاید مهم‌ترین آنها «گروه فلسفه برای کودکان و نوجوانان» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و «گروه فلسفه برای کودکان» در دانشگاه اهواز باشد.

مهم‌ترین فعالیت‌های این گروه‌ها تا به امروز، تأسیس پایگاه‌های اینترنتی، برگزاری همایش ها، سمینارها و کنفرانس‌ها، دعوت از اندیشمندان دیگر کشورها، ترجمه کتاب‌های خارجی در این زمینه و برگزاری کلاس‌های آموزشی (آزمایشی) در مدرسه‌های داوطلب در برخی شهرها بوده است. طراحان این برنامه و بسیاری دیگر از اندیشمندان این عرصه، بر این عقیده‌اند که فلسفه برای کودکان برنامه‌ای برای افزایش مهارت تفکر نقاد و خلاق در درک مسائل فلسفی نزد کودکان است. این برنامه درپی‌ِ جریانی است که پرسیدن و به عبارتی فلسفیدن را به کودکان آموزش دهد. در این طرح، آموزش علوم در مدرسه‌ها به صورت تعامل میان دانش‌آموزان و آموزگار، به شکل خلاق و نقادانه انجام می‌شود؛ یعنی این دانش‌آموزان هستند که با یکدیگر به گفت‌وگو و طرح پرسش درباره مباحث درس و سرانجام یافتن پاسخی برای پرسش‌های خود می‌پردازند. آموزگار، تنها راهنمای آنان در این مسیر است؛ نه آنکه دانش را به صورت آماده در اختیار دانش‌آموزان بگذارد.

ضرورت اجرای طرح آموزش فلسفه برای کودکان در ایران

بی‌شک رسیدن به قله‌های بلند پیشرفت و دست‌یابی به اهداف بلند‌مدت کشور در زمینه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… با ترجمه و تقلید از آثار دیگران امکان‌پذیر نخواهد شد، بلکه باید با اعتماد به نفس و خلاقیت، به نوآوری در تمامی عرصه‌های علمی اعم از علوم تجربی و علوم انسانی دست‌زد. این امر، بدون فراهم آوردن بستر مناسبی برای آن در جامعه به طور کامل عملی نخواهد شد؛ زیرا لازمه آن وجود عالمان و دانشمندانی خلاق و خودباور است که مقهور دست‌آوردهای کشورهای پیشرو در آن فنون نشوند. در زمینه علوم انسانی و دینی نیز، با احترام به بزرگان این علم، کلام آنان را حرف آخر در آن علم ندانند و خود را برای نقد اندیشه آنان و طرح نظریه جدیدی در آن موضوع شایسته بدانند و همواره درپی گسترش مرزهای دانش باشند؛ یعنی هرگز به داشته‌های خود قانع نباشند. البته این بدان معنا نیست که نسل کنونی ما فاقد اعتماد به نفس و خودباوری است، بلکه بدون تردید نسل فعلی، بسیار با اعتماد به نفس‌تر و خودباورتر از نسل‌های پیشین است، اما این در مقایسه با نسل پیشین است که توسط استثمارگران عقب نگه‌داشته شده بودند، ولی در مقایسه با آنچه در پیش رو داریم، فاصله بسیار زیاد است و نمی‌توان به این مقدار بسنده کرد. باید اقدام‌هایی بنیادین در این زمینه صورت گیرد؛ یعنی پرورش کودکانی با اعتماد به نفس بالا، خلاق، نقاد و دارای روحیه خوداصلاح‌گری                       برای فردای کشور.

اصطلاح فلسفه در این کاربرد، نه نام دانشی خاص، بلکه یک مهارت است؛

مهارت تفکر منطقی، تحلیلی، اثربخش، نقاد وخلّاق است. ازاین‌رو منطق، چارچوبِ اصلی فلسفه برای کودکان را تشکیل می‌دهد. به همین جهت، برخی اشتراک معنایی آن را با فلسفه، به معنای مابعدالطبیعه، تنها در روش بحث آنها دانسته‌اند.

البته همه اندیشمندان این فن، هم‌نظرند که فلسفه برای کودکان تنها یک فعالیت عقلانی منطقی نیست که کودک در آن، روش درست استدلال کردن را بیاموزد، بلکه مواجهه خاص با پیرامون است که مزایا و فواید جانبی گوناگونی دارد که از مهم‌ترین و شاخص‌ترین آنها، رشد اعتماد به نفس و خودباوری در کودکان، توجه به استدلال در سخنان، رشد همکاری در میان آنها، ارتقای سطح داوری و حکم دادن، و موارد دیگری است که همه آنها غیر از منطق‌اند .

هدف این موسسه ارائه راه حلی مبنایی برای متحول ساختن آموزش کودکان از حافظه مداری به تامل مدار و بالا بردن قدرت داوری، انتخاب و تصمیم گیری درست، ارائه برنامه ای برای آموزش تفکر و تعلیم مهارت های عمومی تحقیق ، تدوین و ارائه الگویی قابل اجرا از برنامه فلسفه برای کودکان و نوجوانان در کنار مدارس، پیشبرد جامعه به سمت اخلاق مداری و تربیت شهروندانی فردگرا از طریق                               تحول در آموزش است.

روان شناسان معتقدند که ریشه بسیاری از مشکلات دوران بزرگسالی در کاستی های تربیتی دوران کودکی قرار دارد‏‏ٌ و بر خلاف باورهای رایج، کودکان و نوجوانان از ظرفیت های نظری بالایی برخوردارند به گونه ای که می توان آنان را مستعد پذیرش آموزش های معطوف به پرورش تفکر در سطوح نسبتا بالایی دانست. ما در کلاسهای فلسفه برای کودکان ، کودک را محور آموزش ها قرار می دهیم چون معتقدیم که الان شیوه آموزش متفاوت است و باید تفکر محور باشد و این شیوه باید از کودکی آموزش داده شود.

شاید این مسئله به ذهن بیاید که چرا این ویژگی‌ها را در دانشمندان فعلی به سطح مطلوبی ارتقا ندهیم و مشکل را از این طریق حل نکنیم؟ پاسخ این است که تجربه اندیشمندان این فن(فلسفه برای کودکان) ثابت کرده است که بهترین سن برای ایجاد این ویژگی‌ها در انسان دوران کودکی است و بی‌گمان کسی که از کودکی نقاد و نقدپذیر بار نیامده باشد، نمی‌توان این روحیه را به هنگام بزرگسالی در وی پدید آورد. آقای لیپمن درباره علت روآوری خود به آموزش فلسفه به کودکان می‌گوید: برای تقویت بیشتر قدرت تفکر آنها (دانشجویان)، دیگر بسیار دیر شده بود. به این فکر افتادم که این کار می‌بایست در دوران کودکی انجام می‌گرفت. نسل کنونی را نیز باید تا آنجا که ممکن است متحول ساخت، ولی تمرکز اصلی باید بر کودکان صورت گیرد؛ بدین جهت باید با آموزش فلسفه به کودکان، نسلی را برای فردا پرورش داد که افزون بر موفقیت در زندگی خود، همه ویژگی‌های لازم را برای رساندن کشور به قله‌های پیشرفت در علوم انسانی، تجربی و… دارا باشند.

بنابراین در کلاسهای فلسفه برای کودکان به کودک کمک می کنیم تا به جمع فلاسفه وارد می شود تا تفکر کند و نیازهای خود را مطرح کند. دراین شیوه هدف کمک به استقلال کودک است.کودک نیاز به استقلال فکری دارد تا بتواند تصمیمات خود را مطرح کند و ما به عوان برزگتر او نمی توانیم تمام نیازهای او را بشناسیم،بنابراین باید زمینه را برای سوال و پاسخ او فراهم کنیم. این شیوه اکنون در دنیا و کشور ایران آموزش داه می شود اما ما سعی کردیم نسخه بومی آن را مدون کنیم تا متناسب با فرهنگ خودمان باشد.

به گفته دکتر هدایتی (عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و پژوهشگاه علم انسانی و مطالعات فرهنگی و گروه اندیشه ورزی ) در مدارسی که این شیوه آموزش داده می شود سبب شده تا موفقیت تحصیلی و اعتماد به نفس دانش آموزان بالا برود. این شیوه از دوران سه سالگی تا دبیرستان وجود دارد و با تغییر روند آموزش از حافظه محور به تفکر محور،دانش آموزان خود را عامل یادگیری می دانند.

تعریف اندیشه ورزی

همان طور که می دانید تعاریف مختلفی از اندیشه ورزی که مخفف “فلسفه برای کودکان” است در کشور ما وجود دارد ولی برای این که مشخص کنیم معنای واقعی “فلسفه برای کودکان” چیست؟ بهتر است تعاریفی را که به نادرست از این مفهوم شده است مطرح کنیم سپس به سراغ معنای واقعی این واژه برویم.

۱) بعضی از افراد و حتی استادان به محض اینکه با این واژه رو به رو می شوند حدس می زنند که منظور از فلسفه در این جا همان فلسفه آکادمیک و فلسفه ای است که در دانشگاه برای دانشجویان از دوره لیسانس تا دکترا آموزش داده می شود؛ پس به سرعت می گویند اصلاً چنین امری ممکن نیست. اما مراد ما از واژه فلسفه در عبارت “فلسفه برای کودکان” اصلا این معنی فلسفه ارائه شده در دانشگاه نیست.

۲) بعضی از افراد گمان میکنند که منظور ما از فلسفه در اینجا ساده کردن مفاهیم فلسفی بزرگسالان برای کودکان است و می گویند از آنجایی که نمی توانیم مطالب فلسفی دانشگاهی را به بچه ها آموزش دهیم با ساده کردن مفاهیم امر آموزش به کودکان ممکن می شود. به عنوان مثال کتاب “دنیای سوفی” را مطرح می کنند.

این تعبیر هم از معنای فلسفه در اینجا اشتباه است؛ زیرا فلسفه برای کودکان هدفش آموزش مفاهیم ساده شده کلاسیک فلسفی نیست.

۳) برخی دیگر که بسیار افراطی اند می گویند، فلسفه برای کودکان اصلا فلسفه برای کودکان نیست بلکه فقط این است کودکان دور هم می نشینند، داستانی می خوانند و بعد فقط نتایجی از این داستان می گیرند. این هم برداشت اشتباهی ازمعنای فلسفه در برنامه p4c(اندیشه ورزی) است.

۴) گروه دیگری بر این نظرند فلسفه در عبارت “فلسفه برای کودکان” به معنای پرسش فلسفی است. البته این تعریف بخشی از تعریف مد نظر ما را پوشش می دهد اما کامل نیست؛ زیرا فقط سؤال کردن برای فلسفی کردن یک موضوع کافی نیست. یعنی سؤال همراه با تحقیق برای جواب می تواند معنای فلسفه را در برنامه اندیشه ورزی آشکار کند.

 

قدما معنایی از فلسفه مراد می کردند و می گفتند فلسفه به معنای تحقیق است. فرد در هر زمینه ای که بخواهد تحقیق کند یعنی باید به دنبال کشف سؤال برود؛ وقتی سلسله سؤال ها را پیگیری می کنیم در نهایت به یک پرسش فلسفی ختم می شود. بنابراین منظور از فلسفه برای کودکان این است که ما کودکان را به تأمل و تعمق ترغیب کنیم تا آنها بتوانند خود، محیط ، زندگی، اهداف، معنای زندگی شان را بیابند و آن را غنی تر سازند. ما نباید برای زندگی آنها معنا تعیین کنیم. همچنین کودکان باید بتوانند در مقابل فشارهای اجتماعی مقاومت کنند و بتوانند در مقابل رسانه ها که می کوشند افکار افراد را به نحوی کنترل کنند، مستقلاً تفکر کنند و تصمیم بگیرند. لیپمن جمله ای دارد که می گوید: «ما در این برنامه به کودکان و نوجوانان کمک می کنیم که ترجیحاً خودشان برای خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند.»

هدف و فایده های طرح

در واقع، هدف آموزش فلسفه به کودکان اصلاح وضعیت آموزشی و تربیتی کودکان است؛ به گونه‌ای که فراگیری درس‌ها از روش تقلیدی کنونی به روش اجتهادی و انتقادی دگرگون شود که در صورت اجرای درست آن، توانایی‌هایی برای کودک به ارمغان می‌آورد که نه تنها در پیشرفت تحصیلی او، بلکه در کل جریان زندگی اجتماعی‌اش تأثیرگذار خواهد بود. همچنین کودک را به گونه‌ای بار می‌آورد که در برابر شبهه‌های دینی به آسانی فریب نخورد و از سویی دیگر، هر خرافه‌ای را نیز به نام دین نپذیرد

در اینجا، به برخی از شاخص‌ترین فایده‌های آموزش فلسفه به کودکان به صورت فهرست‌وار اشاره خواهیم کرد.

ایجاد خودباوری و بالا بردن اعتماد به نفس در کودک؛

علاقه‌مندی به درس و معلم؛

اعتقاد به مفید بودن درس‌ها و ایجاد انگیزه برای یادگیری؛

بروز استعدادهای پنهان و شکوفایی آن؛

درک و یادگیری بهتر آموخته‌ها؛

قدرت مقابله با مشکلات؛

قدرت نقادی و پرورش خلاقیت؛

کشف کمبودهای معنوی کودک؛

بروز پرسش‌های پنهان کودک؛

عادت به تفکر فردی و گروهی؛

تقویت روحیه همکاری؛

ایجاد رقابت سالم و دوستانه؛

استفاده از باورهای دیگران؛

ایجاد مسئولیت‌پذیری؛

داشتن انعطاف‌پذیری در زندگی آینده؛

مقابله با شست‌وشوی مغزی و تبلیغات سوء؛

ارتقای سطح داوری در کودک از طریق استفاده از ملاک‌ها و معیارها؛

ایجاد روحیه خود تصحیح‌گری در کودکان؛

بالا بردن سطح توجه کودک به باورها و آرای افراد جامعه؛

 

 

فلسفه برای کودکان” در کنار آموزش مهارت ها به کودکان کمک می کند تا آنها اخلاقیات را هم تجربه کنند و اخلاقی پرورش یابند. در مدارسی که این برنامه اجرا شده و گزارش یونسکو از این مدارس در اینترنت موجود است، نشان می دهد که در این مدارس ناظم برداشته شده است و کودکان خود به اصول اخلاقی عمل می کنند. ممکن است در این بین کودکان شروری باشند که از این مهارت ها سوء استفاده بکنند اما این امری عمومی نیست. مثلا کسی از چاقو برای آشپزی و دیگری برای قتل استفاده کند.

 


چگونگی اجرای کلاس فلسفه برای کودکان

روش اداره کلاس که برگرفته از روش پرفسور لیپمن است،آموزش به کمک داستان است؛ زیرا گذشته از جذابیت بسیار داستان برای کودکان، درک آن نیز برای کودک آسان است. فایده دیگر داستان این است که کودک را به خیال‌پردازی که گام نخستِ اندیشیدن و خلاقیت است، وامی‌دارد. البته نقش معلم در این برنامه، غیرمستقیم است و به اصطلاح، معلم‌محوری نیست، بلکه آموزگار باید گفت‌وگو را بین کودکان رواج دهد. از این رو، روش اداره این‌گونه کلاس‌‌ها متفاوت از روشی است که در کلاس‌های فعلی رایج است. کودکان با مفهوم دوستی آشنا و درگیر می‌شوند و پیشرفت کار می‌تواند آنها را نه تنها در فلسفه، بلکه در تمامی مطالعاتی که در آنها با مفاهیمی سرو کار دارند کمک کند. این روشی است که فکر آنها را برمی‌انگیزد و تا زمانی که قابلیت نقادی و خود انتقادی را در آنها پدید نیاورد، آرام نمی‌گیرد و این به نوبه خود، آنها را به خود اصلاحی سوق می‌دهد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*